![]() |
![]() |
|
| عشق.امید. |
|
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط میزنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیذارم کسی عاشق نباشه ماهو بین همه قسمت میکنم وقتی گاهی من و دل تنها میشیم حرفای نگفتنی رو میشه دید میشه تو سکوت بین ما دو تا خیلی از ندیدنیها رو شنید قصه جدایی ما آدما قصه دوری ماست از خودمون دوری من و تو از لحظه عشق قصه سادگی گم شدمون
|
|
من این شب زنده داری دوست دارم پریشان روزگاری دوست دارم به
شهر من زمن بیگانه تر نیست همین دور از دیاری دوست دارم بیابان را
كه خلوتگه انس است چو اهوی فراری دوست دارم به پای خویشتن
برخاستن را بدون دستیاری دوست دارم نظر بازم زهر گلشن گلی را چو
مرغان بهاری دوست دارم ترا هم با همه نامهربانی عزیزم اری اری
دوست دارم به امید وصالت زنده ماندم من این چشم انتظاری دوست دارم
به دامانت چو اویزم به مستی زخود بی اختیاری دوست دارم برای دیدنت
رخصت نخواهم من این بی بندو باری دوست دارم. |
|
رازهای عشق
گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نمیرسد
خواهد داشت. جملات و ورود مفهمومشان به ضمیر ناخود آگاه شما خیلی زیبا تر خواهد شد . کنید .ابتدا با صدای بلند و کم کم به شکل زمزمه .
MTR |
|
||
|
||
|
من؟
که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟ یا تو؟ که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟ بدجنس!! کدامیک بچه تریم؟ من؟ که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟ یا تو؟ که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟ کدامیک عاشق تریم؟ من؟ که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟ یا تو؟ که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می کند؟ کدامیک بازیگوش تریم؟ من؟ که دلم بازیچه بازی موهایت در نسیم هر لحظه به شوق بوییدن زلفت می تپد؟ یا تو؟ که با هر کرشمه ات بیچاره دلم را به بازی گرفته ای؟ |
|
||
|
پیش مرگ کردستان سلام
خدا نگه دارت باشه
درود بر مردان
کردستان |
|
دل رو به اسمت کردم چشمای کم نورمو به تو بخشیدم واشک ریختم ولی باز فاصله افتاد بین من وتو
جدایی بدآتیشی به دلم زده آتیشی که با هیچ چیز خاموش نمی شه .......
نسیم می وزد وبا خود عطروبوی تو رو هدیه می آره هر جا که باشم فقط یاد نگاه گرمت آرومم میکنه
اسم تو که معناش به قول خودت پسندیده آسمان وزمینه به گفته من معناش تموم دنیا وزمینه....
تموم عشقی با اینکه تنهام شاید بذاری..................
|
|
تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطرپریشان را
می کشم بر نگاه ناز آلود
نرم وسنگین حجاب این مژگان را
دل گرفتار خواهشی جانسوز
از خدا راه چاره می جویم
پارسا وار در برابر تو
سخن از زهد وتوبه میگویم
تو برایم ترانه می خوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گوییا خوابم وترانه تو
از جهانی دگر نشانه ای دارد |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
88/05/01 - 88/05/31 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 |
| آرشیو موضوعی |
|
تاریخی وعاشقانه |
| پیوندها |
|
کی عاشق میشه؟ |
|
RSS
|